استعدادهای اضافی انسان گواه برا ادامه او هستند(ابوسعیدنیازی هشترودی) 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان آیا انسان ادامه دارد و آدرس aeed.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





تولد ومرگ و مرض و ... تا از اين طريق از اضطراب و تشويش رها شده تسکين خاطري يابند . جادو و جنبل و ... براي علاج بيماران وسيله اي است براي تسکين و احساس آرامش . اگر بپذيريم که خرافات عامل کاهش دهنده اضطراب است ، بنابراين روشن مي شود که چرا طبقاتي از مردم که مدام در معرض خطر قرار دارند از بقيه مردم خرافي ترند و نيز طبق تحقيقات انجام شده افراد فوق العاده متعصب خرافي ترند . طبقات اجتماعي هر چه پائين تر باشند ، شخص خرافي تر است .اما هر چه تحصيلات عالي تر باشد خرافات کمتر و هر چه هوش بيشتر باشد فرد کمتر خرافي مي باشد.11 2- از نظر قرآن : خداوند به همه مردم (اعم از مسلمانها و غير مسلمانها ) فرموده و مي گويد : يا ايها الناس کلوا مما في الارض حلالاً في الارض حلالاً طيباً و لا تتبعوا خطوات الشيطان انه لکم عدو مبين (آيه 168 سوره بقره) مضمون آيه حکمي است که محل ابتلاي عموم مردم است ، مثلاً يک عده از مشرکين از چهار پايان ومواد غذايي را بدون جهت و از روي افتراء و دروغ بر خدا ، خود حرام کرده بودند چنانکه از طايفه ثقيف و خزاعه بني عامر بن صعصعه نقل شده است و در ميان مومنان هم بعد از اسلام نيز يک سلسله امور خرافي ديده مي شود . که از بقاياي دوران قبل از اسلام بود و مطابق قانون وراثت اخلاق وآداب اجتماعي در افکار آنها باقي مانده بود و البته جاي تعجب هم نبود زيرا معمولا روشهاي نوين ديني يا دنيوي که وارد محيط تازه اي مي شوند. ابتدا متوجه ريشه هاي روش کهنه شده و آنها را قطع مي کنند و چنانچه حيات آن ادامه پيدا کند ( که آن هم در سايه حسن تربيت و حسن قبول ميسر است ) به شاخ و برگها مي پردازد و آنها را يکي پس از ديگري قطع مي کند اما اگر اين فرصت را نيابد اصول نوين با بقاياي روش قديم مختلط شده و معجوني مي سازد که نه اينست ونه آن . لذا خداوند متعال دستور داده که از آنچه در زمين است بخورند و با اين بهانه ها و افکار خرافي آنها را بر خود حرام نکنند.12 3- منشاء اساسي همان روح و نفس بشر مي باشد که در مقابل هيجانات مختلف واکنشهاي متفاوتي از خود بروز مي دهد و اگر بشر از قديم الايام اين قدرت را داشت که بطور منطقي هيجانات خود را کنترل کند مسلماً خرافاتي در کار نبود . بطور خلاصه مي توان گفت که بشر سه عيب بزرگ داشت : يکي اينکه مي ترسيد ديگر اينکه زود خيره مي شد و حيرت مي کرد و سوم آن که نادان بود . (خوف ، حيرت ، جهل ) سه انگيزه اساسي و مهم در افکار و خيالات خرافي است.13 علل شيوع خرافات: عقايد باطل ، بدعتهاي خانمان برانداز ، مکتبهاي باطل ، همه نتيجه دروغهايي است که بر خدا و رسول بسته اند ، تصور کنيد در دروغهايي که علماي يهود و نصاري جعل کرده و مردم را از پيروي اسلام بازداشتند . دروغهايي که بوسيله معاويه ، ابوهريره ، سلاطين اموي و عباسي به رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نسبت داده شده تا حق را در صورت باطل و باطل را در صورت حق ظاهر نمودند ، در تاريخ مشهور است که معاويه پول کلاني به « سمره بن جندب » داد که روايت کرد : آيه « و من الناس من يشتري نفسه ابتغاء مرضات الله ....»14 درباره علي بن ابيطالب است. قرآن مجيد در آيات متعددي تابعان را که بدون تفکر از متوعان پيروي کرده اند اهل عذاب دانسته و عذرشان را قبول نمي دارد و مي گويد : « فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه ...»15 يعني سخن را مي شنوند ودرباره آنها فکر مي کنند و بهترين آنرا اختيار مي کنند . خلاصه : هر راهي و هر کاري و هر ديني که انسان اختيار مي کند بايد اول آنرا بفهمد و در اطراف آن تحقيق بکند ، سپس آنرا قبول کرده و در راه آن قد م بردارد و در اين راه اگر اشتباه هم بکند پيش خدا معذور خواهد بود . در تقليد از فقها که مقلد راهي به مسايل ديني ندارد ، دستور داده شده که ، تا چند نفر متخصص و خبره ، ايمان و عدالت و علم و فقيه را تصديق نکرده اند نمي شود از او تقليد نمود . در ذيل آيه « و منهم اميون لا يعلمون الکتاب الا اماني ...»16 در تفسير برهان از حضرت صادق عليه السلام نقل شده که مردي عرض کرد عوام يهود در تقليد از علماي خود چاره اي نداشتند ، چنانکه عوام ما نيز ناچار بي آنکه از حقيقت با خبر باشند از علماء تقليد کنند ؟ امام در ضمن جواب فرمودند : اگر عوام ما از فقها ، فسق ، عصبيت ، بر سر هم زدن براي مال خدا ... ببينند و باز از آنها تقليد کنند مانند عوام يهود هستند . بعد فرموده ، از فقها آنکه پرهيزگار ، حافظ دين مخالفت هواي نفس ومطيع خدا باشد ، بر عوام است که از او تقليد کنند.17 به نظر مي رسد تبليغات مداوم و برنامه ريزي شده در مورد بت پرستي يا هر مورد نو آوريها و بدعتها و خرافات را بگونه اي تثبيت مي کند . تقليد کورکورانه از نياکان يکي ديگر از علل منتقل شدن خرافات از نسلي به نسل ديگر است . قرآن در اين باره اشاره به منطق سست مشرکان در مساله تحريم بي دليل غذاهاي حلال يا بت پرستي کرده ، مي گويد : هنگامي که به آنها گفته شود از آنچه خدا نازل کرده پيروي کنيد مي گويند ما از آنچه پدران ونياکان خود را بر آن يافتيم پيروي مي کنيم . و اذا قيل لهم ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفينا عليه آباءنا.18 قرآن بلافاصله اين منطق خرافي و تقليد کورکورانه از نياکان را با اين عبارت کوتاه و رسا محکوم مي کند . آيا نه اينست که پدران آنها چيزي نمي فهميدند و هدايت نيافتند . اولو کان آباوهم لا يعقلون شيئا و لا يهتدون. 19 يعني اگر نياکان آنها دانشمندان صاحبنظر و افراد هدايت يافته اي بودند جاي اين بود که از آنها تبعيت شود ، اما با اينکه مي دانند آنها مردمي نادان و بي سواد و موهوم پرست بودند پيروي آنها چه معني دارد؟ آيا مصداق تقليد جاهل از جاهل نيست . ولي خدا پرست با ايمان اين منطق را رد مي کند و قرآن مجيد در موارد بسياري پيروي و تعصب کورکورانه از نياکان را شديداً مذمت کرده است و اين منطق را که انسان چشم و گوش بسته از پدران خود پيروي کند ، کاملاً مردود مي شناسد . اصولاً پيروي از پيشينيان اگر به اين صورت باشد که انسان عقل و فکر خود را در بست دراختيار آنها بگذارد ، اين کار نتيجه اي جز عقبگرد و ارتجاع نخواهد داشت . چرا که معمولاً نسلهاي بعد از نسلهاي پيشين با تجربه تر وآگاهترند . ولي متاسفانه اين طرز فکر جاهلي هنوز در ميان بسياري از افراد و ملتها حکومت مي کند که نياکان خود را همچون بت مي پرستند ، يک مشت آداب و سنن خرافي را به عنوان اينکه « آثار پيشينيان» است بدون چون و چرا مي پذيرند و لفافه هاي فريبنده اي همچون حفظ مليت و اسناد تاريخي يک ملت بر آن مي پوشانند.20 جداي از تعصب ها عده اي شايد بخاطر منافعي که بت پرستي برايشان داشت به آن روي مي آورند . و سختيهايي که به ظاهر اسلام و خدا پرستي داشت به آن رو نمي آورند . عوامل بيروني موثر بر شيوع خرافات: بررسي شد که محيط جامعه بشري تاثير مستقيم در ايجاد و پرورش خرافات دارد ، جامعه ايراني ما طي قرن متوالي سرگذشت ها و احوال و افکار مختلفي همگام با سلائق متفاوتي را سپري کرده است . چيزي که قطعي است نبود تاريخ معين د رتعيين عصر شيوع خرافات در ايران است . با شواهدي از تاريخ و قول بعضي از مورخان به اصل مطلب بيشتر قرين مي شويم . حمله مغول به ايران به ايران و نابودي هر آنچه در دسترس شان بود . از جمله آباديهاي بسياري را ويران کردند . کشتار فجيعي که انجام دادند و دلاوريها و شجاعت هاي ناب مردم آن عهد درمقابل آن گروه خود بحثي جداگانه است . بحث ما در اينجا پيرامون مذهب و عقايد مغول ها و تاثيراتي که روي فرهنگ ما داشتند مي باشد آنها پيرو عقيده شومي بودند که در آن اصول معتقدات کاملاً مشخص نگرديده بود . گرايش به خرافات وجادوگري به منزله عواملي براي مصون ماندن از مصائب وچشم زخمها و ايمن ماندن از بلاهاي آسماني و زميني چون رعد وبرق ، زلزله ، سيل ، قحطي و بيماري درميان مغولان رواج داشت . و بعيد به نظر مي رسد در تصادم و برخورد دو انديشه ، انديشه هاي جديدي ظهور نکند . از طرف ديگر نزاع بين شيعه و سني و نبود اتحاد بينشان باعث انحطاط بيشتر جامعه شد . به همين جهت جنبش هاي فکري و اجتماعي اين دوران که آميخته اي از تصوف و تشيع بوده است و از انديشه هاي بدعت آميز همه فرقهاي کهن اسلامي و شطحيات غير صوفيانه و نيز افکار مسيحي و يهودي سودجسته و چنين فرا نموده که قادر به غيب آموزي و پيشگوئي وآينده نگري است که عکس العملي در قبال بيداد حاکمان زمان مي باشد . پس معتقدات و افکار ، در جامعه ايراني به دوشعبه تقسيم مي شود: 1- افکار و اعتقاداتي که ريشه در بين خود مردم دارد . 2- افکار و اعتقاداتي که ميراث ملل بيگانه است.21 اقسام خرافات: گروهي قائلند با آن که در تاريخ فرهنگ بشري ، خرافه پرستي ، تاکنون جلوه هاي متنوع و فراواني داشته واز حد شمار خارج است ، شايد بتوان آنها را از لحاظ اقبال فردي و جمعي اشخاص يا از لحاظ زيانهايي که بطور انفراد يا اجتماع براي بشر داشته اند ، به سه نوع ذيل تقسيم کرد : ? خرافاتي که جنبه فردي و عوام پسندانه دارد . اين گونه خرافات ، عقايدي واهي را در بر مي گيرد ، که افراد يا اقليتهاي خاص در يک جامعه به آن معتقد هستند و طبعاً زيان رفتارهاي ناهنجار ونگراني هاي برخاسته از آنها ، ضمن آنکه مستقيماً به خود آن اشخاص خرافه پرست مي رسد بطور غير مستقيم دامن اجتماع آنها را نيز مي گيرد . ? خرافاتي که جنبه اجتماعي و سياسي دارد . مقصود از خرافات اجتماعي ، افکار موهوم و علايق و احساسات غير منطقي است که اکثريت جامعه به آن معتقد و پا بند مي شوند و گاه آنگونه از آنها هواداري ميکنند که براي حفظ و بقايشان حاضرند جان و مال خويش را فدا سازند ، زيان اين گونه پندارها که غالباً به صورت آرمانهاي ملي يا شبه ديني جلوه گر مي شود عمومي است بت پرستي و مکتبهاي اعتقادي از اين گونه است . ? خرافات سياسي نيز شامل انديشه هاي عوام فريبانه و منحطي است که گروههاي افراطي يا احزاب خاص و سياست مداران خودخواه قدرت طلب براي ارضاي حس برتري طلبي خويش از آن سود مي جويند و با تحريک عواطف بظاهر مقدس اقوام و طوائف، نظير دفاع از مليت و آب و خاک و يا با توجيه فرضيه هاي شبه علمي چون برتري بيولوژيکي نژادها به مقاصد توسعه طلبانه خود جامه عمل مي پوشانند. 22 فصل اول تحقيق خرافات و راه درمان آن تهيه و تنظيم: محبوبه احمدي شجاع مدرسه علميه نرجس (عليهاسلام)




در زمينه سحر و جادو گفتني است سحر و جادو از نظر قرآن کريم و احاديث واقعيت دارد. به اين امر در آيه 102 سوره بقره و 4 سوره فلق اشاره شده است. از اين آيات و برخي روايات استفاده مي شود که برخي از سحرها واقعا اثر گذارند. همچنان که آيه 102 سوره بقره مي فرمايد: مردم سحرهايي را فرا مي گرفتند که ميان مرد و همسرش جدايي مي افکند.
علامه طباطبايي در وجود داشتن چنين اموري مي فرمايند: «... در اين ميان افعال خارق العاده ديگري است که مستند به هيچ کدام از سبب از اسباب طبيعي و عادي نيست، مانند خبر دادن از پنهاني ها و مانند ايجاد محبت يا دشمني و گشودن گره ها و گره زدن ها و خواب کردن و احضار و حرکت دادن اشياء با اراده و از اين قبيل کارهايي که مرتاض ها انجام مي دهند که به هيچ وجه قابل انکار نيست، يا خودمان بعضي از آنها را ديده ايم و يا برايمان آن قدر نقل کرده اند که ديگر قابل انکار نيست».

تأثير تکويني سحر به اذن خداوند:
يکي از اصول اساسي توحيد، اين است که همه قدرت ها در اين جهان از قدرت پروردگار سرچشمه مي گيرد، حتي سوزندگي آتش و برندگي شمشير بي اذن فرمان او نمي باشد. منتها مفهوم اين بيان مجبور بودن افراد در کار خود نيست.
توضيح اين که: جهان آفرينش، جهان اسباب و مسببات است. البته برخي سبب ها مادي است و برخي غير مادي است. اراده حکيمانه خداوند بر اين تعلق گرفته است که هر پديده و حادثه اي از علت ويژه خود صادر گردد و درعين حال، نظام علت و معلول ها همگي به خدا منتهي شده و از او قدرت و نيرو مي گيرند. او است که سبب را مي آفريند و به آن قدرت و نيرو مي بخشد و آن را براي ايجاد معلول ويژه خود آماده مي سازد. در حقيقت مؤثر واقعي، در تمام نظام جهان يکي است و نظام جهان که به صورت اسباب و مسببات جلوه گري دارند، همگي از او استمداد گرفته و به او منتهي مي شوند (اصالت روح، ايت الله سبحاني، ص 241، مؤسسه امام صادق).
در تأثير سحر و جادو نيز وضع چنين است. خداوند متعال با قدرت خويش، چنين اراده و نيرويي را در افراد به وديعت نهاده است. انسان ها با بهره گيري از اين اراده و تقويت آن مي توانند به کارهاي شگفت انگيزي دست زنند. برخي مانند اولياي خداوند از آن نيرو و در مسير مناسب، استفاده مي کنند و عده اي ديگر، با سوء استفاده از آن به کارهاي ناشايست اقدام مي کنند؛ پس، در واقع اصل وجود اين نيرو در نهاد آدمي از آن خداوند و به فرمان او است، منتها چگونگي بهره گيري از آن به عهده خود انسان نهاده شده است و او در چگونگي بهره گيري از آن مسؤول است
گاهي خواستگار كم است و يا برخى افراد، به خاطر عدم وجود اين تناسب، پس از خواستگارى، پى‏گيرى نمى‏كنند و شما گمان مى‏كنيد بخت شما بسته شده است. پس اين هم مى‏تواند يكى از عوامل جور نشدن باشد و نه بسته شدن بخت. بنابراين حل نشدن مشكل ازدواج مى‏تواند ريشه در عوامل و علل فوق داشته باشد. گرچه نمى‏خواهيم بگوييم سحر و جادو و بستن بخت، هيچ گونه واقعيتى ندارد، ولى از طرف ديگر نمى‏توان مطمئن بود كه مورد و مشكل شما ريشه در همين مسئله دارد. وجود نيروهايى نظير آن چه از سحر و جادو ناشى مى‏شود، به مقتضاى نظام دنيا مى‏باشد. در اين نظام، تزاحم بين زشتى‏ها و پليدى‏ها وجود دارد و همچنان كه انسان‏هاى شيطان‏صفت و زشت‏كار وجود دارد، جن‏هاى پليد و آزار دهنده نيز وجود دارد؛ ولى بايد توجه داشت كه غالب آن چه امروزه در ميان مردم در اين‏باره شايع است، بى اساس است و بيشتر به افكار روانى، تخيلات، سوءظن‏ها، توهمات و مشكلات واقفى موجود در رفتار و اعمال آنها مربوط است و اگر بر فرض موردى پيدا شد كه سحرى در كار بود، مى‏توان از راه‏هاى زير براى بطلان آن استفاده نمود:
1. استعاذه به خداوند و خواندن سوره‏هاى فلق و ناس.
2. خواندن و نوشتن آيات 75 تا82 سوره يونس و همراه داشتن آن.
3. دعا و تضرع به درگاه خداوند.
4. درخواست دعا از اولياى واقعى خداوند.
5. صدقه دادن.
6- درخواست دعا از اولياى واقعى خداوند.
7- صدقه دادن.
و تداوم صدقه و خواندن سوره يس و آيه «و ان يكاد» و «چهار قل» موثراست.
نكته ديگر اين كه تأثير دعا امرى مسلم و حتمى است؛ چه خود انسان دعا كند و يا ديگرى را شفيع در دعا قرار دهد. ولى بايد به افراد قابل اعتماد مراجعه كرد و از كسانى كه به دنبال شهرت و سودجويى نيستند بهره گرفت.
در مورد دعانويس‏ها؛ بايد دانست كه بسيارى از اين افراد شيادانى هستند كه از عقايد مردم سوء استفاده مى‏كنند. بنابراين بايد در برخورد با آنان هوشيار بود. براى دعا به درگاه خداوند نيازى به واسطه و دعانويس نيست؛ بلكه هر كس مى‏تواند براى رفع مشكلات خود به درگاه او عرض حاجت نمايد و از اعمال نيك براى تقرب به درگاه خداوند بهره ببرد. مگر آن كه به افراد وارسته و اهل دل دسترسى داشته باشيم كه به طور يقين دعاى آنان و نفوذ كلام آنان تأثير ويژه‏اى دارد.
و بالاخره اينكه از نظر فقهي تعليم و تعلم سحر - به جز براي بي اثر کردن سحر ساحران - حرام است.
آيت الله فاضل : اصل سحر و جادو و مراجعه به ساحر و جادوگر براي اين امور حرام است و درآمدي هم که از اين طريق کسب شود حرام است ولي مراجعه براي بطلان و بي اثر کردن سحر اشکال ندارد (جامع المسائل آيت الله فاضل، س 961).
آيت الله خامنه اي: علم سحر و ياد گرفتن آن حرام است مگر آن که به منظور غرض عقلايي مشروع باشد (اجوبه الاستفتاآت، ص 445).


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 1 تير 1391برچسب:اسلام و خرافات سحر و جادو اسلام و سحر و جادو , ] [ 19:8 ] [ مهدی مشمول اُشتلق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد ابوسعید نیازی هشترودی از دوست داران آن استاد.
امکانات وب
ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 5
بازدید دیروز : 5
بازدید هفته : 13
بازدید ماه : 13
بازدید کل : 181477
تعداد مطالب : 89
تعداد نظرات : 5
تعداد آنلاین : 1

معرفت شناسی

دانلود رایگان کتابهای الکترونیکی فارسی

کد متحرک کردن عنوان وب

.

ابزار وبلاگنویسان ابزاروبلاگ

<
ایران رمان