استعدادهای اضافی انسان گواه برا ادامه او هستند(ابوسعیدنیازی هشترودی)
| ||
|
تولد ومرگ و مرض و ... تا از اين طريق از اضطراب و تشويش رها شده تسکين خاطري يابند . جادو و جنبل و ... براي علاج بيماران وسيله اي است براي تسکين و احساس آرامش . اگر بپذيريم که خرافات عامل کاهش دهنده اضطراب است ، بنابراين روشن مي شود که چرا طبقاتي از مردم که مدام در معرض خطر قرار دارند از بقيه مردم خرافي ترند و نيز طبق تحقيقات انجام شده افراد فوق العاده متعصب خرافي ترند . طبقات اجتماعي هر چه پائين تر باشند ، شخص خرافي تر است .اما هر چه تحصيلات عالي تر باشد خرافات کمتر و هر چه هوش بيشتر باشد فرد کمتر خرافي مي باشد.11 2- از نظر قرآن : خداوند به همه مردم (اعم از مسلمانها و غير مسلمانها ) فرموده و مي گويد : يا ايها الناس کلوا مما في الارض حلالاً في الارض حلالاً طيباً و لا تتبعوا خطوات الشيطان انه لکم عدو مبين (آيه 168 سوره بقره) مضمون آيه حکمي است که محل ابتلاي عموم مردم است ، مثلاً يک عده از مشرکين از چهار پايان ومواد غذايي را بدون جهت و از روي افتراء و دروغ بر خدا ، خود حرام کرده بودند چنانکه از طايفه ثقيف و خزاعه بني عامر بن صعصعه نقل شده است و در ميان مومنان هم بعد از اسلام نيز يک سلسله امور خرافي ديده مي شود . که از بقاياي دوران قبل از اسلام بود و مطابق قانون وراثت اخلاق وآداب اجتماعي در افکار آنها باقي مانده بود و البته جاي تعجب هم نبود زيرا معمولا روشهاي نوين ديني يا دنيوي که وارد محيط تازه اي مي شوند. ابتدا متوجه ريشه هاي روش کهنه شده و آنها را قطع مي کنند و چنانچه حيات آن ادامه پيدا کند ( که آن هم در سايه حسن تربيت و حسن قبول ميسر است ) به شاخ و برگها مي پردازد و آنها را يکي پس از ديگري قطع مي کند اما اگر اين فرصت را نيابد اصول نوين با بقاياي روش قديم مختلط شده و معجوني مي سازد که نه اينست ونه آن . لذا خداوند متعال دستور داده که از آنچه در زمين است بخورند و با اين بهانه ها و افکار خرافي آنها را بر خود حرام نکنند.12 3- منشاء اساسي همان روح و نفس بشر مي باشد که در مقابل هيجانات مختلف واکنشهاي متفاوتي از خود بروز مي دهد و اگر بشر از قديم الايام اين قدرت را داشت که بطور منطقي هيجانات خود را کنترل کند مسلماً خرافاتي در کار نبود . بطور خلاصه مي توان گفت که بشر سه عيب بزرگ داشت : يکي اينکه مي ترسيد ديگر اينکه زود خيره مي شد و حيرت مي کرد و سوم آن که نادان بود . (خوف ، حيرت ، جهل ) سه انگيزه اساسي و مهم در افکار و خيالات خرافي است.13 علل شيوع خرافات: عقايد باطل ، بدعتهاي خانمان برانداز ، مکتبهاي باطل ، همه نتيجه دروغهايي است که بر خدا و رسول بسته اند ، تصور کنيد در دروغهايي که علماي يهود و نصاري جعل کرده و مردم را از پيروي اسلام بازداشتند . دروغهايي که بوسيله معاويه ، ابوهريره ، سلاطين اموي و عباسي به رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نسبت داده شده تا حق را در صورت باطل و باطل را در صورت حق ظاهر نمودند ، در تاريخ مشهور است که معاويه پول کلاني به « سمره بن جندب » داد که روايت کرد : آيه « و من الناس من يشتري نفسه ابتغاء مرضات الله ....»14 درباره علي بن ابيطالب است. قرآن مجيد در آيات متعددي تابعان را که بدون تفکر از متوعان پيروي کرده اند اهل عذاب دانسته و عذرشان را قبول نمي دارد و مي گويد : « فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه ...»15 يعني سخن را مي شنوند ودرباره آنها فکر مي کنند و بهترين آنرا اختيار مي کنند . خلاصه : هر راهي و هر کاري و هر ديني که انسان اختيار مي کند بايد اول آنرا بفهمد و در اطراف آن تحقيق بکند ، سپس آنرا قبول کرده و در راه آن قد م بردارد و در اين راه اگر اشتباه هم بکند پيش خدا معذور خواهد بود . در تقليد از فقها که مقلد راهي به مسايل ديني ندارد ، دستور داده شده که ، تا چند نفر متخصص و خبره ، ايمان و عدالت و علم و فقيه را تصديق نکرده اند نمي شود از او تقليد نمود . در ذيل آيه « و منهم اميون لا يعلمون الکتاب الا اماني ...»16 در تفسير برهان از حضرت صادق عليه السلام نقل شده که مردي عرض کرد عوام يهود در تقليد از علماي خود چاره اي نداشتند ، چنانکه عوام ما نيز ناچار بي آنکه از حقيقت با خبر باشند از علماء تقليد کنند ؟ امام در ضمن جواب فرمودند : اگر عوام ما از فقها ، فسق ، عصبيت ، بر سر هم زدن براي مال خدا ... ببينند و باز از آنها تقليد کنند مانند عوام يهود هستند . بعد فرموده ، از فقها آنکه پرهيزگار ، حافظ دين مخالفت هواي نفس ومطيع خدا باشد ، بر عوام است که از او تقليد کنند.17 به نظر مي رسد تبليغات مداوم و برنامه ريزي شده در مورد بت پرستي يا هر مورد نو آوريها و بدعتها و خرافات را بگونه اي تثبيت مي کند . تقليد کورکورانه از نياکان يکي ديگر از علل منتقل شدن خرافات از نسلي به نسل ديگر است . قرآن در اين باره اشاره به منطق سست مشرکان در مساله تحريم بي دليل غذاهاي حلال يا بت پرستي کرده ، مي گويد : هنگامي که به آنها گفته شود از آنچه خدا نازل کرده پيروي کنيد مي گويند ما از آنچه پدران ونياکان خود را بر آن يافتيم پيروي مي کنيم . و اذا قيل لهم ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفينا عليه آباءنا.18 قرآن بلافاصله اين منطق خرافي و تقليد کورکورانه از نياکان را با اين عبارت کوتاه و رسا محکوم مي کند . آيا نه اينست که پدران آنها چيزي نمي فهميدند و هدايت نيافتند . اولو کان آباوهم لا يعقلون شيئا و لا يهتدون. 19 يعني اگر نياکان آنها دانشمندان صاحبنظر و افراد هدايت يافته اي بودند جاي اين بود که از آنها تبعيت شود ، اما با اينکه مي دانند آنها مردمي نادان و بي سواد و موهوم پرست بودند پيروي آنها چه معني دارد؟ آيا مصداق تقليد جاهل از جاهل نيست . ولي خدا پرست با ايمان اين منطق را رد مي کند و قرآن مجيد در موارد بسياري پيروي و تعصب کورکورانه از نياکان را شديداً مذمت کرده است و اين منطق را که انسان چشم و گوش بسته از پدران خود پيروي کند ، کاملاً مردود مي شناسد . اصولاً پيروي از پيشينيان اگر به اين صورت باشد که انسان عقل و فکر خود را در بست دراختيار آنها بگذارد ، اين کار نتيجه اي جز عقبگرد و ارتجاع نخواهد داشت . چرا که معمولاً نسلهاي بعد از نسلهاي پيشين با تجربه تر وآگاهترند . ولي متاسفانه اين طرز فکر جاهلي هنوز در ميان بسياري از افراد و ملتها حکومت مي کند که نياکان خود را همچون بت مي پرستند ، يک مشت آداب و سنن خرافي را به عنوان اينکه « آثار پيشينيان» است بدون چون و چرا مي پذيرند و لفافه هاي فريبنده اي همچون حفظ مليت و اسناد تاريخي يک ملت بر آن مي پوشانند.20 جداي از تعصب ها عده اي شايد بخاطر منافعي که بت پرستي برايشان داشت به آن روي مي آورند . و سختيهايي که به ظاهر اسلام و خدا پرستي داشت به آن رو نمي آورند . عوامل بيروني موثر بر شيوع خرافات: بررسي شد که محيط جامعه بشري تاثير مستقيم در ايجاد و پرورش خرافات دارد ، جامعه ايراني ما طي قرن متوالي سرگذشت ها و احوال و افکار مختلفي همگام با سلائق متفاوتي را سپري کرده است . چيزي که قطعي است نبود تاريخ معين د رتعيين عصر شيوع خرافات در ايران است . با شواهدي از تاريخ و قول بعضي از مورخان به اصل مطلب بيشتر قرين مي شويم . حمله مغول به ايران به ايران و نابودي هر آنچه در دسترس شان بود . از جمله آباديهاي بسياري را ويران کردند . کشتار فجيعي که انجام دادند و دلاوريها و شجاعت هاي ناب مردم آن عهد درمقابل آن گروه خود بحثي جداگانه است . بحث ما در اينجا پيرامون مذهب و عقايد مغول ها و تاثيراتي که روي فرهنگ ما داشتند مي باشد آنها پيرو عقيده شومي بودند که در آن اصول معتقدات کاملاً مشخص نگرديده بود . گرايش به خرافات وجادوگري به منزله عواملي براي مصون ماندن از مصائب وچشم زخمها و ايمن ماندن از بلاهاي آسماني و زميني چون رعد وبرق ، زلزله ، سيل ، قحطي و بيماري درميان مغولان رواج داشت . و بعيد به نظر مي رسد در تصادم و برخورد دو انديشه ، انديشه هاي جديدي ظهور نکند . از طرف ديگر نزاع بين شيعه و سني و نبود اتحاد بينشان باعث انحطاط بيشتر جامعه شد . به همين جهت جنبش هاي فکري و اجتماعي اين دوران که آميخته اي از تصوف و تشيع بوده است و از انديشه هاي بدعت آميز همه فرقهاي کهن اسلامي و شطحيات غير صوفيانه و نيز افکار مسيحي و يهودي سودجسته و چنين فرا نموده که قادر به غيب آموزي و پيشگوئي وآينده نگري است که عکس العملي در قبال بيداد حاکمان زمان مي باشد . پس معتقدات و افکار ، در جامعه ايراني به دوشعبه تقسيم مي شود: 1- افکار و اعتقاداتي که ريشه در بين خود مردم دارد . 2- افکار و اعتقاداتي که ميراث ملل بيگانه است.21 اقسام خرافات: گروهي قائلند با آن که در تاريخ فرهنگ بشري ، خرافه پرستي ، تاکنون جلوه هاي متنوع و فراواني داشته واز حد شمار خارج است ، شايد بتوان آنها را از لحاظ اقبال فردي و جمعي اشخاص يا از لحاظ زيانهايي که بطور انفراد يا اجتماع براي بشر داشته اند ، به سه نوع ذيل تقسيم کرد : ? خرافاتي که جنبه فردي و عوام پسندانه دارد . اين گونه خرافات ، عقايدي واهي را در بر مي گيرد ، که افراد يا اقليتهاي خاص در يک جامعه به آن معتقد هستند و طبعاً زيان رفتارهاي ناهنجار ونگراني هاي برخاسته از آنها ، ضمن آنکه مستقيماً به خود آن اشخاص خرافه پرست مي رسد بطور غير مستقيم دامن اجتماع آنها را نيز مي گيرد . ? خرافاتي که جنبه اجتماعي و سياسي دارد . مقصود از خرافات اجتماعي ، افکار موهوم و علايق و احساسات غير منطقي است که اکثريت جامعه به آن معتقد و پا بند مي شوند و گاه آنگونه از آنها هواداري ميکنند که براي حفظ و بقايشان حاضرند جان و مال خويش را فدا سازند ، زيان اين گونه پندارها که غالباً به صورت آرمانهاي ملي يا شبه ديني جلوه گر مي شود عمومي است بت پرستي و مکتبهاي اعتقادي از اين گونه است . ? خرافات سياسي نيز شامل انديشه هاي عوام فريبانه و منحطي است که گروههاي افراطي يا احزاب خاص و سياست مداران خودخواه قدرت طلب براي ارضاي حس برتري طلبي خويش از آن سود مي جويند و با تحريک عواطف بظاهر مقدس اقوام و طوائف، نظير دفاع از مليت و آب و خاک و يا با توجيه فرضيه هاي شبه علمي چون برتري بيولوژيکي نژادها به مقاصد توسعه طلبانه خود جامه عمل مي پوشانند. 22 فصل اول تحقيق خرافات و راه درمان آن تهيه و تنظيم: محبوبه احمدي شجاع مدرسه علميه نرجس (عليهاسلام) تأثير تکويني سحر به اذن خداوند: نظرات شما عزیزان: موضوعات مرتبط: برچسبها: [ پنج شنبه 1 تير 1391برچسب:اسلام و خرافات سحر و جادو اسلام و سحر و جادو , ] [ 19:8 ] [ مهدی مشمول اُشتلق ]
|
|
[ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |